روایت بهاره رهنما از تنها دفعه ای که شوهرش گریه کرد!


بهاره رهنما به بهانه سالگرد درگذشت شکیبایی دلنوشته جالبی را منتشر نموده؛

به چشمهای شکیبایی نگاه کنید! چیزی جزعشق و عمق انسانیت میبینید؟

روایت بهاره رهنما از تنها دفعه ای که شوهرش گریه کرد!

سالگرد فوت این مرد دریادل رو تسلیت میگم. دلم میخواد مثل همون شب شام غریبانش امشبم هرکی پست منو می خونه بلند شه به شادی روح بزرگش یک شمع روشن کنه و یک فاتحه بخونه.
همین قدر بگم بعد بیست و چهار سال کار هنوز بیشترین چیزی که از بازیگری میدونم رو مدیون این مرد و حس غریب فیلم “عاشقانه” ام و افتخار این رو فراموش نمیکنم که هرگز اسمم رو صدا نکردن در تمام طول اون فیلم و سال های بعد من با لطف و بزرگواری چشمها و قلب ایشون “آسمونی” خطاب میشدم؛ گرچه بین همه ماها آسمونی اون بود که به واقع هیچ تعلقی به زمین نداشت و ساعت ها بعد پایان کارش میموند تا حس من و پیمان که اولین و دومین کار مون بود درست در بیاد.
اون سال وقتی خبرو شنیدیم باور نکردیم بی حرف نشستیم تو ماشین و رفتیم تا بیمارستان بعدم بی حرف اومدیم بیرون .پیمان قاسم خانی قبل اینکه بشینه پشت رل سرش رو گذاشت رو فرمون و بلند بلند گریه کرد؛ چیزی که تا امروز دیگه ازش ندیدم و امیدوارم نبینم.
شبش من شروع کردم یه زنجیره اس ام اس برای شام غریبان و شمع روشن کردن دم خونه ایشون و در نهایت اون قدر همه بهم اطلاع دادن و عاشقش بودن که تو چند ساعت همه خیابون های اطراف تا دم منزلش پر شمع شد.
جالبه بدونید مزار ایشون در قطعه هنرمندان هم همیشه غرق گل و گلاب و شمعه چیزایی که عاشقش بود…

458 بازدید
::تاریخ انتشار: تیر 30, 1394
تلگرام فیسبوک توییتر گوگل پلاس اشتراک در فیس نما اشتراک در کلوب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

اخبـــــار بازیگـــــران و چهره هــــــا

گالـــری عکس هـــای دیدنی و جـــالب