امامزاده ای در استان تهران که دشمن امام زمان (عج) بود!+عکس


امامزاده ای در استان تهران که دشمن امام زمان (عج) بود!+عکس

امام زاده (فیلم مسافری از هند) در واقع فردی منحرف از دین بوده است!

…عارف مکاشف محمد بن علی بن بهرام قائنی ـ قدس الله تعالی سره ـ گفت: رسول خدا (ص) را دیدم. مسأله‌ای را در حقائق پرسیدم. در پاسخ فرمود: حقیقت اشیاء‌ را کسی جز مهدی نمی‌داند، و با دست اشاره به من کرد. (!)…

به گزارش روز از نو ، سید مرتضی میرسراجی مینویسد :در سال 1381 سریالی با موضوع اجتماعی از سیمای ایران  به کارگردانی «قاسم جعفری» به نام «مسافری از هند» تولید شد و در آن یک پسر ایرانی قصد ازدواج با دختری هندی به نام «سیتا» را داشت.

در یکی از بخش های این سریال ، دختر هندی به امامزاده ای مراجعه می کند که معماری زیبا و چشم نوازی دارد و محیط بسیار مناسب و لوکیشن بسیار عالی برای سریال محسوب می شد.

امامزاده ای در استان تهران که دشمن امام زمان (عج) بود

از آن به بعد بود که خیل مردم جستجو گر به سوی این امامزاده کم شناخته سرازیر شد و مردم دسته دسته به آنجا می رفتند. هر کس در روستایی که این امامزاده در آن بود، قصد یافتن آن را داشت از محلی ها، سراغ امامزاده سیتا را می گرفت یعنی به جهت ناشناخنگی امامزاده، نام همان دختر هندی سریال را به امامزاده می گفتند و این امر موجبات ناراحتی اهل روستا را نیز فراهم می کرد و برخی از اهالی جواب این دسته از مراجعه کنندگان را به هیچ وجه نمی دادند.

امامزاده ای در استان تهران که دشمن امام زمان (عج) بود

معلوم نیست برخی برای چه به آن امامزاده می رفتند؟ به عشق سیتا؟ به عشق معماری و فضای ویژه آن؟ کشف لوکیشن یا لذت از کشف لوکیشن سریال مسافری از هند؟ یا دلیل معنوی و معرفتی که هر کس برای رفتن به امامزاده دارد؟ ولی اگر برای رضای خدا بوده چرا تا قبل از این که این سریال پخش نشده بود، نمی رفتند یا در این امامزاده معنویت ویژه ای را بافته بودند که تا قبل نبوده است؟

بگذریم… به هر روی این امامزاده سیتا شخصی نیست جز  امامزاده سید محمد نور بخش در سولقان در بخش کن در استان تهران که در قرن نهم در این روستا وفات یافته است و اکنون آرامگاه مجلل و زیبایی در میان روستای سولقان و  هم آغوش با درختان سرسبز آن سامان دارد.

به راستی سید محمد نور بخش کیست؟

آنچه شاید برای برخی از مردم شوک آور باشد این است که این سید محمد نوربخش انسان گمراه و دور از معنویتی بوده است. در تاریخ افراد زیادی را می یابیم که فرزندان پیامبران یا امامان بوده اند ولی از مسیر حق منحرف شده اند مانند پسر نوح که با پدر خود مخالفت کرد یا جعفر عموی امام زمان (عج) که با اندیشه های ناب و راستین برادر و پدر خود امام هادی عملا مخالفت  و راه مهدویت را ناهموار نمود.

در میان ذریه سادات نیز در ادوار مختلف تاریخی افراد گمراهی یافت می شوند که حقیقت را وارونه جلوه می دهند و عملکردشان با آنچه روش و منش پیامبر اسلام و امامان راستین و اجدادشان بوده تفاوت آشکار دارد. مثلا سید علی محمد باب  شیرازی که ادعای نیابت خاصه و بعد مهدویت نمود از این جمله است  و خود و افراد فراوانی را رهسپار دوزخ و عذاب الهی نمود.

در این میان سید محمد نوربخش نیز از گمراهان از مسیر حقیقت و مهدویت ناب و اصیل است وی غرق در توهمات و تخیلات صوفی منشانه بود و نتیجه این توهمات این بود که در سال 826 قمری متاسفانه ادعای مهدویت نمود و در رساله « الهدی» خود بر این باور غلط و شیطانی تاکید و اصرار فراوان ورزیده است .

از دید ما و هر انسان صاحب خردی در اصل او یک بیمار روانی بوده تا یک شخصیت معنوی و الهی، که متاسفانه با توجه به آشنایی کامل او از آیات و روایات مهدوی، خود را مهدی و امام موعود جا زده است.

در زیر به برخی موارد از رساله الهدی او اشاره می شود که اوج نادانی و بی خردیش را برای همگان آشکار می سازد، او در این رساله نوشته است: «از جمله بشارت ها، آن است که طائر عرشی احمد قریشی ـ که خدای او را سلامت بدارد و برکات تجلیات او را بیشتر کند ـ سعدالدین حموینی ـ قدّس سره ـ را در رمضان 856 دیده که گفته است: مهدی موعود در این سال از غیبت بیرون می‌آید، اما کارش راه نمی‌افتد، ناراحت باز می‌گردد، سپس بار دیگر خروج خواهد کرد و این بار کارش راه خواهد افتاد، من آنچنان که گفته، خروج کردم و محزون بازگشتم؛ پس رخ داد آنچه شاهدی بر تحقق خبر اوست.

مرشد صمدانی محمود مزدقانی ـ قدس الله تعالی سره ـ گوید: مهدی از سلسله من پدیدار خواهد شد،پدرم ـ قدس الله تعالی سره ـ در اثناء سخنش در حضور مردم گفت: محمد المهدی کسی است که در صلب من است، و آنگاه دستش را بر صلب خویش نهاد. و نیز گفت: فرزندم محمد وقتی به سن چهل سالگی برسد، هیچ کس در شرق و غرب عالم نیست که در دانش با او معارضه تواند کرد و فائق آید.

طائر قریشی نورالدین عبدالرحمان قریشی ـ قدس الله تعالی سره ـ گوید: ظهر روز جمعه 27 محرم سال 795 مهدی متولد شد. و این تاریخ ولادت من است.

شیخ و سید و سند من مرشد صمدانی اسحاق بن آرامشاه ختّلانی ـ قدس الله تعالی سره ـ گوید: بر من آشکار شده  که تو مهدی آخر الزمان هستی. او با من بیعت کرد و گفت: نترس! من شهادت می‌دهم که تو امام موعود هستی، جانم بفدایت. خداوند تو را از مردم حفظ خواهد کرد. اما بلاء روی سر انبیاء و اولیاء است و این خود حکمت بالغه‌ای دارد. او به عهد خود وفا کرد و جانش را فدای من کرد.

عمده الواصلین و قدوه ارباب المکاشفه بالیقین خلیل الله بن رکن الدین بغلانی ـ قدس الله تعالی سره ـ گفت: رسول خدا (ص) را دیدم که به مردم خطاب می کرد: بیایید و با فرزند من بیعت کنید. و با دست اشاره به تو می‌کرد و آنان یقین داشتند که او، همان مهدی موعود است.

عارف مکاشف محمد بن علی بن بهرام قائنی ـ قدس الله تعالی سره ـ گفت: رسول خدا (ص) را دیدم. مسأله‌ای را در حقائق پرسیدم. در پاسخ فرمود: حقیقت اشیاء‌ را کسی جز مهدی نمی‌داند، و با دست اشاره به من کرد.

بار دیگر هم از یک عالم علوی شنید که دشمنان محمد، معروف به نوربخش، به زودی نابود خواهند شد، مانند کسی که در قندوز بود. کسی که در قندوز بود از من در باره او تفحص کرد. من به او گفتم: خبر بعد از بیست روز به من رسید که دشمنی که در قندوز بود هلاک شده است، همان طور که خدا به ما وعده کرده بود. یک بار دیگر با وی از دست ستمگران به کوه‌های البرز پناه بردیم و چهل شب عزلت اختیار کردیم. زمانی که از خلوت فراغت یافتیم، در حالی که خاطر او پر از محنت و هجوم بلاها و دشمنی دشمنان بود به من گفت: ما از دعوت به امامت، جز مشقت نصیبی نبردیم. گفتم: به عالم غیب بنگر، اگر اشارتی به ترک دعوت به امامت یافتی، آن را اختیار کن. او توجه کرد، و شنید که صدایی می‌گوید: مهدی خواهد آمد. خودش و مردم استقبال کردند. وقتی وصل شد و صورت او [مهدی] آشکار گشت، من را به شکل فارس [اسب سوار] دید و محقق ساخت که من امام موعود هستم. آنگاه خوابش را برای من تعریف کرد و گفت: ما ناچار از بلا هستیم و خلاصی از این محنت‌ها برای ما نیست. پس توکل بر خداوند کردیم، به درستی که خداوند متوکلان را دوست دارد.

ولیّ السکران اسحاق بن یوسف ـ قدس الله تعالی سره ـ در طایقان [طالقان] به من گفت: در خواب دیدم که گویی در مسجد الحرام هستم، پس شنیدم که مهدی ظاهر شده است. به دیدار وی شتافتم. وقتی او را دیدم و صورتش بر من آشکار شد، دیدم تو هستی. خوشحال گشتم و یقین کردم که تو امام موعود هستی.

زمانی که ان شاءالله عمر من به هشتاد سال شمسی برسد، حکومت ممکن خواهد شد. چرا که رسول (ص) مدت سلطنت من را هفت یا هشت یا نه سال دانسته و خبر او راست است. اگر پیش از هشتاد سالگی چیزی فراهم آید، مختصر خواهد بود، اما کمال تسلط [سلطنت] تنها با گذشت هشتاد سال شمسی از عمر من اتفاق خواهد افتاد.

زمانی که خداوند اراده کرد تا مرا ظاهر سازد، در این زمان، این خصوصیت را ویژه من قرار داده، از دیگر مردمان روزگار ممتاز کرد. به طوری که اگر در تمام روی زمین، از مشرق گرفته تا مغرب، کسی یافت شود که مشکلات شریعت و طریقت و حقیقت را بتمامه، جز من، حل کند، امامت من باطل خواهد بود این چیزی است که لازمه او ریشه کنی مبانی ظلم و نشر بساط عدالت است، همان طور که رسول الله (ص) وعده داده است. چون کسی که بر مسند امامت تکیه زند، در حالی که در زمان او، کسی کامل‌تر از او باشد، بر آن کامل‌تر ستم کرده و ظلم همچنان باقی است. وعده [الهی] چنین نیست، زیرا روا نیست که امام موعود ظالم باشد، و کسی که ظالم باشد و ادعای امامت کند، ظالم‌ترین ظالمان خواهد بود.

بنابراین، ای مؤمنان! بر شماست مرا بشناسید، زیرا رسول الله (ص) فرمود: کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است. و بر شماست محبت من، چرا که خداوند فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی‏

برخی از جاهلان تصور می‌کنند که دعوی امامت من از روی حب ریاست یا گردآوری مال است، آنچنان که کافران در باره خاتم انبیاء چنین تصوری داشتند. چنین نیست، زیرا ادعای امامت من، از جانب خودم نیست، قطب اولیاء و بزرگان از آنان به من امر کرده‌‌‌اند، بلکه مجبورم کرده‌ و با من بیعت نموده‌اند و از روی حب‌شان در راه خدا، حکم کرده‌اند. من هم قادر بر مخالفت با دستور ایشان نیستم، زیرا دستور آنان نیز از طرف خودشان نیست، بلکه از سوی خداوند است، آن هم با کشف و الهام.

من نمی‌توانم با آنچه خدا و رسول و بسیاری از اولیاء دستور داده‌اند مخالفت کنم. پس توکل بر خداوند کرده، امورم را به او واگذار کرده و منتظر وعده خداوند که بهترین ناصر است، هستم .

نتیجه گیری

امامزاده سید محمد نوربخش ، این مدعی دروغین امامت و مهدویت که تصور می کرد در هشتاد سالگی حکومت جهانی و مهدوی را برپا می کند در سن حدود  74 سالگی در سال 869 قمری راهی دوزخ شد  و مدفن منحوسش چنان که پیشتر  گفتیم در سولقان در 16 کیلومتری تهران قرار دارد.  پیروان گم کرده راه او در بلتستان شمال پاکستان ، ایران ، هندوستان و جاهای دیگر نیز وجود دارند و برای خود پیر و مرشد و قطب و مراد دارند.

تاثیر اندیشه های صوفیانه، باطل و توخالی سید محمد نوربخش باعث بروز فرقه ای گمراه شد که راه معنویت و مهدویت را ناهموار کرد این فرقه متاسفانه هنوز وجود و حیات دارند  و به نوربخشیه شناخته می شوند و در زمانی که ظهور کردند حاکم وقت، شاهرخ تیموری با این فرقه مخالفت و برخی از آنها را محبوس و برخی را به قتل رساند. و اکنون هم در میانشان  اختلافات فراوان در احراز مقام قطب و رئیس فرقه بودن به نظر می رسد.

مزار مجلل سید محمد نور بخش مکانی برای رسیدن به حق و خدا نیست جایی است که دل اهلبیت (ع) از آن ناخشنود است زیرا او به شعور ،کلام و سیره اهلبیت(ع) و همه ما  منتظران حضرت مهدی (عج) بی احترامی نموده است و بجاست که مشتاقان راستین امام عصر حضرت مهدی صاحب الزمان(عج) به این مکان مراجعه نکنند.

*پژوهشگر مهدویت

شیعه نیوز

1484 بازدید
::تاریخ انتشار: تیر 29, 1394
تلگرام فیسبوک توییتر گوگل پلاس اشتراک در فیس نما اشتراک در کلوب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

اخبـــــار بازیگـــــران و چهره هــــــا

گالـــری عکس هـــای دیدنی و جـــالب